X
تبلیغات
رایتل
..سکوت دیوار...
  
 آهای تو که گوش به دیوار گذاشته ای...منتظری تا کسی صدایت کند !
 
آرشیو
 
جمعه 12 مرداد‌ماه سال 1386

با سلام

 

می دونی این دله ....

آره این دله اینقدر دیواری شده...

که کسی نمیتونه داخلش بشه...

همش شده دیوار....

می دونی دیگه جا برای کسی نداره...

حاکم این دیوار ها هم ......

می دونی اسمش....سکوته....

آره....حاکمه دله من سکوته.....

آره ....حاکم...دیوارهای دلم سکوته....

هیچ صدایی هم از این شهر دلم در نمییاد....

.............صداش فقط ....

گوش کن......

آره از این شهر صدایی در نمی آید....

این شهر یه ساکن داره اونم غروره...

غروری که با غرورش تنها مونده...

آره فقط یه دوست داره اونم...سکوته...

سکوت حاکمه این شهره...غرور هم تنها ساکن این دل...

دوتایی می شینن.....وای نمی دونم چی به هم می گن...

.....آره اینگاری هیچی ندارن به هم بگن....

می دونی 2 تاییشون تنهان...

فقط به هم نگاه می کنن و دیگر هیچ.....

 

..................................................................................

 

یادته... من و تو....

بعد از جدای...

گاه گاهی هم دیگر را می دیدیم...

و .......فقط سکوت و نگاه بین من و تو مبادله شد......

....شایدم....سکوت و غرور...

اما دیگه این نگاه های ساده هم تموم شد....

می دونی از تلخ خندیدن خسته شدم...

...شاید فقط به یاده خنده هات گاه گاهی می خندم...

 

 

....وای...بر من....وای... برسکوت....وای... بر غرور...

درود بر این دیوار که محرم راز من شد....

شاید سکوت بار ترین محرمه....

...فقط وقتی صدا ازش در می آید که بشکنه...

...........................................................................

                

    

          می دونی:هر بازی یه بازنده یه برنده داره

                         تو بازنده بازی نباش

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 183416


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها