..سکوت دیوار...
  
 آهای تو که گوش به دیوار گذاشته ای...منتظری تا کسی صدایت کند !
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1385
یه خورده بیشتر از همیشه به دور و ورم نگاه می کردم که...

سلام

امروز رفته بودم بیرون

یه خورده بیشتر از همیشه به دور و ورم نگاه می کردم

آقا جون هر چی ماشینه مدل بالا دیدیم که جوانی داخلش بود

یه خانم زیبا هم کنارش بود(البته بی احترامی به خانم ها نباشه)

بعضی ها چقدر باید احمق باشن

بعضی از خانم ها خودشون را خوب حراج کردن

دل به یه ماشین بستن هم باید زیبا باشه

البته پسر هایی هم هستن که دل به عشق ماشینیشون بستن

اخ که چقدر سخته که یه خانم پا رو دله معشوقش بزاره

و اونو به یه ماشین می فروشه

من نمی دونم چرا بعضی آدمها اینقدر بی تفاوت هستن

البته برای امتحان می تونیم

بگیم که ما دیگه ماشین نداریم بعدش چی می شه خدا می دونه

آدم هم اگر می خواد خودشو بفروشه حداقل به چیزه خوب باشه

ولی خدایی بعضی خانم ها خیلی زرنگن خودشون طرفشون رو خوب مسخره می کنن

آره پسر ها هم شدن حال خنده دختره

البته این برای خانم ها هم همینطوره

ولی نمی دونم بعضی ها عشقشون چیه...

من به بابام گفتم که همه دارن خراب می شن

بابام گفت که نظرت اشتباه اونایی که خوبن دیدینشون خیلی سخت تر از

دیدنه اونایی که کاملا تو جامعه تابلو هستن.آره من گرفتن چی میگن

دوست داشتن واقعی ماشین و پول نمی شناسه.پس خودمونو...نکنیم

 

البته من منظورم همه نیست...

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 183908


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها